الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

147

تفسير تطبيقى (فارسى)

. . . إنّ تفسير الصحابي الذي شهد الوحي و التنزيل عند الشيخين حديث مسند . « 1 » در نزد بخارى و مسلم تفسير صحابى كه شاهد وحى و نزول قرآن بوده است ، حديث مسند به شمار مىآيد [ يعنى تفسير او به‌منزله روايت از رسول خدا و در واقع تفسير رسول خداست ] البته حاكم اين اطلاق را در جاى ديگر چنين توضيح داده است : تفسير صحابى در صورتى مسند است كه درباره سبب نزول آيه خبر دهد ، چون در اين مورد مجالى براى رأى صحابى نيست و حديثش مرفوع از پيامبر خدا تلقى مىشود چون صحابه عادلند و از نسبت دادن قول به غير علم به خدا احتراز دارند . از اين نمونه حديث جابر است كه مىگويد : يهوديان بر اين باور بودند كه هركس از پشت همسرش در مجراى طبيعى او آميزش كند فرزند أحول نصيب او مىشود پس خداوند [ در ردّ اين توهم ] چنين نازل كرد : نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ . . . قول جابر درباره سبب نزول اين آيه بر اساس رأى و نظر خودش نمىتواند باشد بلكه قطعا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده است كه اين آيه درباره ردّ توهّم يهوديان نازل شده است چون براى جابر راهى غير از اين نيست . « 2 » دليل سوّم حديثى است كه از ابن مسعود نقل شده وى مىگويد : « كان الرجل منّا إذا تعلّم عشر آيات لم يتجاوزهنّ حتى يعلم معانيهن و العمل بهنّ » ؛ هركس از ما 10 آيه را فرا مىگرفت ، از آن نمىگذشت تا آنكه معانى آيات و [ چگونگى ] عمل به آنان را ياد گيرد . « 3 » شاطبى نيز در ضمن برشمردن مراتب علم مفسران ، صحابه و تابعين را در رديف اول و آنان را راسخان در علم مىشمرد و خود و ديگران را با علم و فهم آنان قابل مقايسه نمىداند . « 4 »

--> ( 1 ) . مستدرك ، ج 2 ، ص 258 ( 2 ) . ر . ك : محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 303 - 305 . ( 3 ) . جامع البيان ، ج 1 ، ص 27 و نيز البرهان ، ج 2 ، ص 157 ( 4 ) . به نقل از قاسمى ، محاسن التأويل ، ج 1 ، ص 166 .